تبليغاتX
کافه اسپرسو

کافه اسپرسو

يكي بود يكي نبود يك روز شد كه ي ادم خوب و ي ادم بد قرار شد يك هفته با هم زندگي كنند. بعد از يك هفته ادم بده خوب شد و ادم خوبه بد. پايين امدم ماست بود بالا امديم ماه بود غصه ي ما راست بود!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:42  توسط   | 

live

 از مرد یخ فروشی پرسیدن یخ ها را فروختی؟

گفت: نه! ولی تمام شد!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 15:31  توسط   | 

سلام، برای شروع دوباره سلام کافیه!؟

مسئله ای که بعضی اوقات من را به فکر فرو می برد و هیجگاه جواب درستی برایش پیدا نکرده ام این است که " ایا اعتراف کردن کار صحیحی هست یا نه؟"

حالا این که  چرا رفته ام بماند بر این اصول اعتقادی که دارم " انسانها باید بعضی اوقات کوله بار خود را جمع کنند و بروند و با نو شدن باز گردند و این نو شدن همین بهار ماست" البته این را باید گوش زد کنم انسانهایی که زیادی بهاری هستند جز دسته هستند که خود را هنوز نیافتند و این یعنی هنوز زمین نشدند که چهار فصل را داشته باشند!

سال 90 را بسیار دوست داشتم شاید بگم بهترین سال زندگیم بود چون آموختم، آموختن را و این حسی است غیر قابل وصف!


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 1:11  توسط   | 

اهم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 4:8  توسط   | 

من خودم هستم! پس بی خودی بهاته نگیر!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 15:26  توسط   |